اعتراضهای صنفی بازاریان در روزهای اخیر، ناشی از فشارهای اقتصادی فزاینده و شرایط دشوار ادامه فعالیتهایشان بود؛ وضعیتی که نفس کسبوکارها را به شماره انداخته است. این اعتراضها محدود به بستر واقعی بازار ماند و در چارچوب صنفی شکل گرفت و به کانون توجه تبدیل شد. تجمعها، گفتوگوها و اعتراضها، تصویر روشن و ملموسی از فشار اقتصادی را ارائه میکردند فشاری که تنها وقتی در متن واقعی جامعه دیده شود، قابل درک است.
با این حال، همزمان با گسترش فضای ملتهب، بازتاب این اعتراضها به شبکههای اجتماعی کشیده شد؛ جایی که واکنشها رنگ و شکل دیگری به خود گرفت. بلاگرها و صفحات پرادعای مجازی که ژست «همراهی با مردم» میگیرند، با پستها و استوریهایی که ظاهراً از «توقف فعالیت» خبر میدهند، تلاش میکنند خود را در نقش معترض نشان دهند. اما در پشت این ژست، واقعیت چیز دیگری است: فروش محصولات در سایتها ادامه دارد، تبلیغات فعال است و منافع شخصی هیچ توقفی نکرده است. یکی در میان در استوریها میبینیم که نوشتند تا اطلاع بعدی هیچ پست و استوری راجع به محصولات نداریم برای دیدن و خریدن به سایت رجوع کنید یا برخی نوشتند که در استوری هیچ نوع اطلاع رسانی صورت نمیگیرد به کانال تلگرام بروید. خیلیها هم اعلام کردند که در اینستاگرام هیچ گونه فعالیتی ندارند اما حتماً به سایت بروند و خرید خودشان را ثبت کنند یا دایرکت پیام بدهند. عدهای هم که علاوه بر صفحات مجازی امکان فروش حضوری دارند گفتند در شبکه مجازی اینستاگرام فعالیتی ندارند اما در سایت میتوانند خرید کنند و اگر عجله هم دارند به شعبههای خرید حضوری بروند.

این دوگانگی، بازتابی از تغییر معنای اعتراض در شبکههای اجتماعی است؛ جایی که حتی نمیتوان اسم آن را اعتراض واقعی گذاشت. حتی برخی فعالان با التماس از فالوورها میخواهند برای حفظ الگوریتم اینستاگرام، کامنت و پیام بگذارند و در این میان، مفهوم اعتراض به شکل نمادین و ژست آشکار میشود. این رفتار اغلب با ترس از دست رفتن فروش یا عقب ماندن از فعالیتهای خود همراه است، بهطوری که انگیزه واقعی اعتراض، جای خود را به منافع شخصی و نمایش داده است.

بلاگرها و صفحات مجازی باید یاد بگیرند که خود را در هر موضوعی وسط نکشند و به جای دامن زدن به آشوب، با مسئولیت رفتار کنند، چون وقتی اتفاقی رخ میدهد، همانها هستند که ناخواسته به بحرانها دامن میزنند. حتی در میان کامنتها و اظهارنظرهای مخاطبان، واکنشها به این اعتراضها دو دسته شده است: گروهی میپرسند چرا برخی فعالان و صفحات مجازی هنوز به فعالیت خود ادامه میدهند و به احترام مردم دست از کار نمیکشند، و گروهی دیگر معتقدند بخشی از مردم و کاربران فضای مجازی درگیر جوسازی شدهاند؛ افرادی که خودشان هم اغلب نمیدانند چه میخواهند و در شرایط اقتصادی بحرانی، تنها به دنبال اتهامزنی یا واکنش سریع هستند.

برخی هم به این موضوع اشاره کردند که هر شخصی گوشی موبایلش را دستش گرفته و بدون هیچ هزینهای به افراد انتقاد میکند و نوشته، دیروز یکی از دوستانم بینیاش را عمل کرده و اون یکی دوستم تدارک تولد بچهاش را دید و یکی هماهنگ کرد نقاش بیاد خونهاش را رنگ کند یعنی چی که باید کسب و کارمون رو تعطیل کنیم کلاً.

نتیجه این رفتار، قربانی شدن مطالبه واقعی مردم است و صدای بازاریان درباره فشارهای اقتصادی در همهمه نمایشهای مجازی گم میشود. این بلاگرها و صفحات، به عنوان «معترضان پشت ویترین» شناخته میشوند؛ کسانی که تلاش میکنند تصویر خود را فعال و همراه نشان دهند، بدون آنکه کنش واقعی و ملموسی داشته باشند.

انگار در شبکههای اجتماعی، اعتراض به یک ژست مصرفی بدل شده است؛ ژستی که میتواند اثر واقعی اعتراض را خنثی کند و تنها تصویری از همراهی دروغین ارائه دهد حتی بحران را شدیدتر کند و به آن دامن بزند چون کاری که آنها انجام میدهند کنش اجتماعی نیست صرفاً با نمایش پر طمطراق و نمادپراکنی بستری برای شبه اعتراض فراهم میکنند.

این نمایشهای پرادعای مجازی، تنها ژست و تصویر همراهی را ارائه میدهند و واقعیتی که رخ داده را لمس نمیکنند. کاش صاحبان این صفحات مجازی و بلاگرها با ورود بیحسابوکتاب به هر موضوعی، خود را وسط ماجرا نیندازند و از دامن زدن به آشوب و بحران و ایجاد سردرگمی در جامعه پرهیز کنند.
انتهای پیام/خبرگزاری مهر